تبليغاتX
دکلانشور

دکلانشور

حق نشاید گفت جز زیر لحاف

فکر می کنید اگه محسن نامجو با اون آهنگ های عجیب غریبش این شعرو بخونه، جایزه ی گرمی رو می گیره یا نه؟!

 

اگر عاقلى بخيه بر مو مزن

بجز پنبه بر نعل آهو مزن

 

سوى مطبخ افكن ره كوچه را

منه در بغل اش آلوچه را

 

كه نعل از تحمّل مربّا شود

به صبر آسيا كهنه حلوا شود

 

ز افسار زنبور و شلوار ببر

قفس مى توان ساخت، امّا به صبر

 

مشرف اصفهانى 

 

+ فرستادیم این را بتاریخ سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 7:56 بعد از ظهر | 

یه شب شعر طنز به اسم در حلقه ی رندان آخر هر ماه تو تالار اندیشه ی حوزه ی هنری برگزار می شه. ماه پیش آقای عباس صادقی شاعر جوون، یه شعری خوندن به اسم بنزین که دیدم بد نیست این وبلاگ کذایی رو با همین شعر شروع کنم.

بنزین که گران است برو گاز بزن
هر روز به عشق روز نو گاز بزن
تا مردم این شهر به پایت نرسند
ای دوست بپر پشت پژو گاز بزن

یک عمر به وانت و ژیان گاز زدی
من بعد به نیسان و ریو گاز بزن
وقتی که به فکر سفری افتادی
با کله برو جلو جلو گاز بزن

هرگز نرسی به کعبه ای اعرابی
با سهمیه ی سوخت، برو گاز بزن
در جاده ی ابریشم ما بنزین نیست
با اسب نرو مارکوپولو، گاز بزن

او با نظر نیچه سوپر- بنزین زد
تو با نظر میشل فوکو گاز بزن
آقا تو که از زلاندنو آمده ای
برگرد برو زلاندنو گاز بزن

چون این طرف پیاده رو گاز نبود
از آن طرف پیاده رو گاز بزن
من از سر شب داخل این صف هستم
شد نوبت من بیا جلو گاز بزن

دعوای جهان به خاطر بنزین است
حق داری و با حق وتو گاز بزن
یک روز همین گاز گران خواهد شد
اعلام نکرده رادیو گاز بزن

۱- به نظر خودم بیت پنجمش عالیه

۲- احتمالا از زلاند نو منظورشون ونزوئلا بوده ... همینجوری !

+ فرستادیم این را بتاریخ شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 8:48 بعد از ظهر |